أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

135

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خود را به همه رسانيد . و گفت : مرد مؤمن بخوى نيكو درجهء كسى يابد كه همه روز روزه دارد و همه شب نماز كند . ابو الدردا از رسول ( ص ) روايت كرد كه : هيچ چيز در ترازوى حسنات گرانبارتر از خوى نيكو نباشد . رضا عليه السّلام از پدرانش از امير المؤمنين على عليه السّلام روايت كرد كه : بر شما باد بخوى نيكو كه مرد نيكو خلق در بهشت باشد و از خوى بد دورى كنيد كه مرد بدخوى در دوزخ باشد جاويد . ابو هريره از رسول ( ص ) روايت كرد كه گفت : أحبّكم إلى اللّه أحسنكم أخلاقا الموطّؤن أكنافا الّذين يألفون و يؤلفون ، و أبغضكم إلى اللّه المشّاؤن بالنّميمة المفرّقون بين الاخوان الملتمسون للبرآء العثرات ؛ دوست داشته‌ترين كسى از شما بنزديك خداى آنانند كه ايشان نيك‌خويتر و سهل جانب‌تر باشند ؛ با مردم الفت گيرند و بسازند و مردم با ايشان الفت گيرند ، و از شما آنان را دشمن‌تر دارد كه سخن‌چينى كنند و ميان دوستان جدائى اندازند و عثرات بىگناهان جويند . آنگه گفت : ترا اى محمّد و مؤمنان را ديوانه و مفتون ميخوانند بفتنهء ديوانگى ؛ زود بود كه تو بينى و ايشان هم بينند كه ديوانه شماايد يا ايشان‌اند ؟ ! و بدانند كه فتنهء جنون با ايشان است يا با شما ؛ شماايد كه مستحقّ اين اسميد يا ايشان‌اند ؟ ! و اين تعريض است بابو جهل و وليد مغيره . از ضحّاك روايت كرده‌اند كه « 1 » چون قريش ديدند كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تقديم علىّ بن ابى طالب كرد و ويرا بر جملهء صحابه تفضيل نهاد گفتند كه : محمّد ديوانهء وى شده است و در فتنهء وى افتاده است ؛ خداى تعالى به اين آيات بر ايشان ردّ كرد كه بفرستاد و گفت : ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ تا آنجا كه إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ، بدرستى كه خداى تعالى عالم‌تر است بديوانگان بر حقيقت ؛ و ايشان آنانند كه از راه خداى بگشته‌اند و گمراه شده كه از سر ضلالت و گمراهى ترا ديوانه و مفتون خواندند و او عالم و داناترست به آنان كه عاقلان بر حقيقت‌اند و ايشان آنانند كه راه يافتگان‌اند يعنى مؤمنان و رأس و رئيس و سرور ايشان علىّ بن أبي طالب است عليه السّلام . [ سوره القلم ( 68 ) : آيات 8 تا 15 ] فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ ( 8 ) وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ ( 9 ) وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلاَّفٍ مَهِينٍ ( 10 ) هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ ( 11 ) مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ( 12 ) عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ ( 13 ) أَنْ كانَ ذا مالٍ وَ بَنِينَ ( 14 ) إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ ( 15 )

--> ( 1 ) - اين روايت در تفسير مجمع البيان بسند بسيار معتبرى هست و در منهج الصادقين نيز هست ليكن در اين مورد از تفسير ابو الفتوح ( ره ) نيست و شايد در جائى ديگر از آن باشد .